عبد الله احمديه

160

راز درمان ( رساله اى در پزشكى سنتى و گياه درمانى ) ( فارسى )

- در تاريخ 12 / 8 / 31 ، از اثرات پودر اظهار رضايت نمود زيرا دردش را تسكين داده بود . ولى هنوز اثرى از روغن بادام شيرين و ريشه خطمى نديده بود . اين‌بار جوشانده‌اى مركب از : بابونه 1 ، افسنتين رومى 1 و رازيانه و زنيان دادم تا دفع « باد سودا » را نموده و حالت عصبى و پريشان‌خيالىاش بر طرف شود . - در تاريخ 15 / 8 / 31 بيمار اظهار داشت جوشانده‌ها دردش را ساكت نكرده ولى حال عمومىاش را بهتر كرده است . داروها تكرار شدند . سپردم اغلب روغن بادام شيرين و ريشه خطمى را بخورد . ضمنا براى رفع « باد بواسير » از مقل ازرق و پوست هليله زرد استفاده كند تا تصفيه خون در او نمايد . - در تاريخ 30 / 8 / 31 بيمار به نزدم آمد . حالات او بهتر و از هر حيث راضى بود . سپردم مقل ازرق ، هليله زرد و روغن بادام شيرين و ريشه خطمى را بخورد . ضمنا برايش آمپول ويتامين C نوشتم . - در تاريخ 9 / 9 / 31 اظهار داشت گهگاهى از پودر و روغن بادام و ريشه خطمى مىخورم و فعلا شكايتى از حال خود ندارم . چون عازم سفر بود دستوراتى براى روزهاى سفر خواست . گفتم داروهاى قبلى را به تناوب مورد استفاده قرار دهد . - در تاريخ 26 / 10 / 31 نامه‌اى برايم فرستاد و در آن از حال خودش نوشته بود كه نفخ در شكم پيدا شده ولى عوارض ديگر معده و حالات ديگرش خوبست . علت نفخ او عصبى و يا باصطلاح قديم از « سودا » بود . براى رفع آن رازيانه 1 ، زنيان 8 ، ريشه ايرسا 2 ل نوشتم كه جوشانده آن را روزها مورد استفاده قرار دهد . همچنين برايش نوشتم كه مقدارى گلپر با غذا صرف كند و داروهاى قبلى را هم گهگاه بخورد . سبب بيمارى اين خانم را بر اساس قواعد طبى قديم از « باد بواسير » تشخيص داده بودم . ازاين‌رو مقل ازرق را با پوست هليله زرد دادم تا رفع آن عارضه را نمايد و نيز براى تقويت مزاج و اصلاح زخم ، آمپول ويتامين C تجويز كردم . با استفاده از اين روش بيمارى او بر طرف شد و بعدها معرف چند بيمار ديگر گرديد . * * *